|
آن نقشي كه شبيه پيرمرد مرد بالدار است، فروهر است يا اهورامزدا؟
: اين نقش که درتخت جمشید و سردر برخي ساختمانهای زرتشتیان مي بينيم، فروهر است. هر پرچمی وهر نمادی بار مینوی در بردارد که بایستی برای درک مفاهیم آن به جزيیات بیشتر توجه کرد. پرچم ما وایتالیايی ها یکی است، سه رنگ سبز و سفید و قرمز دارد. در پرچم ما ایرانیان، سبز بالا و سفید میان وقرمز پايین است. ما ایرانیان به جهانیان اعلام میكنيم که نخست سبزکه نماد سرسبزی و شادی و آبادی و خرم کردن است را دوست داریم، سپس رنگ سفید را (که نماد بهمن و نیکمنشی و آشتي و دوستی میدانیم)، میخواهیم و در پايان اگر مجبور شدیم، به رنگ قرمز یعنی اسلحه برای دفاع از کیان ملی و فرهنگی خویش روي ميآوريم. ولی ایتالیايیها این سه رنگشان عمودی است یعنی میگویند برای آبادانی کردن و صلح و جنگ به یک نسبت ارزش میگذارند.
«فروهر» هم یک نماد باوری زرتشتیان است. در باور بهدینان همه موجودات از ذرهای از نورهاي بیپایان اهورامزدا برخوردار هستند و این نیروی اهورایی که «فروهر» نامیده میشود، به انسان به میزان بسیار شایستهتری بخشیده شده است. فروهر به چم فره پیش برنده است که به روان انسان نیروی خارقالعاده، شناخت قوانین اشا و ابداع واختراع و یاری رسانیدن به اهورامزدا در دگرگونی و پيشرفت جهان را میبخشد.
پادشاهان هخامنشی هم باور داشتند که ازفروهر ویژهای برخوردار هستند که آن را «فرهشاهی» مینامیدند و توان زیاد خود را به سبب برخورداری از این نیرو میدانستند که در سنگنوشته ها، بارها یادکرده اند. آنها دستور دادند که نگارگران و نقاشان بر پايه این باور، نگاره ای بكشند تا نشان هخامنشیان شود. نخست این نگاره به گونه شاهینی بود که بدنی از انسان هخامنشی داشت. سپس بال و دم و سایر بخشهای این پرنده نیز بر پايه باورهای زرتشتیان كامل شد و بدينگونه مهر رسمی داریوش و سایر پادشاهان هخامنشی شده، درهمهجای تختجمشید و نقش رستم و سربرگ همه سنگنوشتهها در همهجای کشور پهناور ایران آن روز به عنوان نماد دولت هخامنشی بر سینه کوهها و صخرهها وکاخها وحتی گورها حک شد. این نگاره مانند صلیب برای عیسویان یا کعبه برای مسلمانان یا ستاره داوود برای یهودیان، آرم و نشان زرتشتیان جهان است. بسیاری از مفاهیمي كه اشوزرتشت آموزش داده را در آن میبینید. اين مفهومها را همگي بايد بدانند و از این پیامهای زیبا واندیشهبرانگیز و انسانساز بهره گیرند و به امید خدا موجب يكپارچگي وهمبستگی بیشتر همه ایرانیان شود تا در ساختن ایرانی آباد وآزاد، کامیاب باشند.
اين نگاره، انساني را در شكل پيرمردي با لباس آراسته نشان ميدهد كه با قامت برافراشته ايستـاده و با سري پوشيده رو بسوي خاور دارد و به شكل پرندهاي باشكوه و پرتوان با بـالهاي گشاده درحال پرواز و درحال عبور از حلقه ايست كه درميان دارد. آن، حلقه مهر(عهد وپيمان ) را در دست چپ گرفته و با دست راست درحال نيايش اهورامزدا است. اين نگاره بسيار پرمعني، شايد يكي از نخستين نقاشيهاي سوررئاليستي(دربردارنده مفاهيمي فلسفي) درجهان باشدكه آشكارا، مفاهيم آرمانی يك زرتشتي راستين را به تصویرمیکشد، وبه صورتي فشرده به بيننده نشان میدهد:
1- پير سالخورده با قامتي برافراشته ، نشان دهنده دانش و تجربه فراوان است .
2- نگاره با سري پوشيده، رو بسوي خاور با دست راست خود درحال نيايـش اهورامزدا است. درفرهنگ زرتشتي نور و روشنايي نماد« اشـا»(راستي وپاكي) وطلوع نماد اميد و شادي است.
3- حلقه مهر، در دست چپ كه باور بر اين است كه به دل نزديكتراست، آن سوی اين حلقه كسي نيست، يعني پيمانبستن با خدا را نشان ميدهد(درآيين مهر پرستي كه پیش از اشوزرتشت در ايران رواج داشت، حلقه مهر، نشانهاي ازگردی خورشيد و نماد مهر و پيمان بود، كه توسط زرتشتيان نيز پذيرفته شد و دركتيبههاي باستاني ايران دو نفر را درحال بستن پيمان با حلقه مهر میبینید. بعدها اين حلقه توسط همه مردم جهان با همان مفهوم بهكارگرفته شد وكوچك شده، ویژه پيمان ازدواج شدكه همسران به انگشت دست چپ همسر خود مي نمايند.)
4- بالهاي برافراشته، دو دست پرنده را نشان ميدهدكه داراي سه رديف بال بوده وبا تمام وجود درحال پرواز است و نشان ميدهدكه هر زرتشتي بايستي هميشه با بالهاي برافراشته هومت و هوخت وهورشت(انديشه وگفتار و كردار نيك) خود را درحال پرواز نگاه داشته، از افتادن به كاستيها وكژيها دور نمايد. همه انسانها توانايي اهورايي زيستن را دارند، ولي اينگونه پرواز پیوسته، تنها كار شايسته جويان است كه آموزش و تجربه و تمرين ميخواهد.
5- حلقهاي كه اين انسان سالخورده را در ميان ميگيرد، نشاندهنده اين جهان خاكي است كه هيچكس راچارهاي جز عبور از آن نيست(ايرانيان باستان به گرد بودن زمين پي برده بودهاند). شايسته است كه انسان با اين همه توان فردي و اجتماعي كه خداوند به او بخشیده است، بتواند براي خود و دیگر مردم، بهترين جهان مينوي يا «وهيشتم مينيو» را سازنده باشد و با انسانـيترين روش مـمكن زندگي كرده از اين حلقه فانـي بگذرد.
6- دُم پرنده نيز داراي سه رديف است كه نشانده دُژمت ودُژوخت و دُژورشت يا انديشه و گفتار وكرداربد است كه هرچند انسان را از آن گريزي نيست وبا اين انديشهها به دنيا ميآيد و از جهان درميگذرد و در پرواز او نقش بازي ميكند، ولي يك انسان آرماني زرتشتي بايستي بديها را به زيرانداخته و از رفتارهای ناشایست تا میتواند، دوري كند.
7- دو پاي پرنده بصورت دو نوارگرد است كه نشان دهنده سپنتهمن وانگرهمن است كه در نهاد همه مردم نهاده شده است. اين دو در باور اشوزرتشت، گوهر و همزاد هستند و انسان تنها موجوديست كه به سبب برخورداري از منه(خرد) و دَ اِ نو(وجدان)، با اراده و اختيار كامل، ميتواند همه سپنتهمنها را برگزيند و با انگرهمنها، درحال نبرد هميشگي باشد.
اميد است همه ایرانیان بویژه جوانان، بيش از پيش به اين نگاره بسيار بامفهوم كه شـايد يكي از بزرگترين هنر نياكان با فر و شكوهمان بوده است، توجه ويژهاي داشته، باخودشناسي وخودباوري به فرهنگ پربار و پر از افتخار و سراسر زيباي ایرانیان پي برده و چنان زندگي كنيم كه پيامهاي اين نگاره پر از راز و رمز از بيندگانش خواستار است. باورهاي اهورايي نیاکان را پايه زندگي انديشمندانه خود قراردهيم و با يافتن وگزینش و پـيروي از بهترين روشرابطه زرتشتیان و آتش پرستي چيست ؟
1738 سال پيش ازمیلاد، اشوزرتشت از روی شناخت کامل، پايه دين خود را بر يكتاپرستي استواركرد و نماز را نياز بشـر و تنها سزاوار اهورا مزدا(داناي بزرگ هستيبخش) دانست. البته نور و آتش در همه مذهبها، نشانه انوار الهي و نماد پروردگار به شمار ميآيد. در تورات موسي(ع) يهوه(خداي يهود) درزبانههاي آتش دركوه طور بر پيامبر نمایان ميشود. در انجيل كتاب آسماني حضرت عيسي(ع) آمده كه خداوند نور مطلق است و ظلمت و تيرگي در او راه ندارد. در قرآن كريم نيز در سوره نور آيه 35،«الله نورالسموات والارض» شناخته شده است. اوستا نيز خداوند را«شیدان شيد»که همان مفهوم نورالانوار را دارد، دانسته و در همه ذرات هستی درتجلي ميبيند و براساس اين باور، پرستشسو(قبله)ی زرتشتيان«نـور» قرارداده شده است . زرتشتيان در شبانهروز پنج بار با تني پاك و رواني آماده رو بسوي نور، بامداد رو به خاور و پسين رو به باختر و شبها در برابر ماه يا آتشي روشن يا شمعي يا چراغي فروزان ميايستند و اهورامزدا را نماز میگذارند.
آتش درمذهب زرتشت نماد«اشه»(عشق وراستي وپاکی) است، چراكه آتش تنها ماده ايست كه آلودگی را به خود نميگيرد و هميشه و درهمهحال به سوي بالا ميرود و ماهيت اصلي خود را حفظ ميكند و خود ميسوزد و دیگران را گرما و نـور ميبخشد. مردمان اشون يا راستيجو، نيز همانند آتش آتشكده درهمهحال يكسان و يكرنگ بوده، پلیدیهاو دروغ را با دانش خویش و عشق به اهورامزدا میسوزانند و نور و شادي وگرما وانرژي به جامعه ميبخشند. در عرفان ایرانی نیز عشق به آتش تشبیه شده است.
مهارآتش و چگونگي استفاده بهينه از آن يكي ازبرترین كشفيات بشر بود،كه به تمدن و پيشرفت انسان شتابی افسانهاي بخشيد. آرياييها، در مناطق شمالي ايران و جنوب روسيه كه بسيار سرد بود و زمستان درازی داشت، زندگي مي كردند و آيين بیشتر مردم طبيعتپرستي بود و به آتش براي روشنايي و گرم كردن خانه و كاشانه و پختن غذا و غيره بسیار نيازمند بودند و چون كبريت نيز وجود نداشت و فراهم كردن آتش بسيار سخت و وقتگيربود، آتش را در جایی بنام آتشكده هميشه روشن نگاه ميداشتند. اشوزرتشت پس از برگزیده شدن به پيامبری، وجود اين جایگاه را بسيار لازم وزندگیبخش تشخيص داد و با اضافهكردن آتش آتشكده با آتش 16 طبقه اجتماع(آهنگر و مسگر و نانوا و غيره) مفاهيمي مینوي به آن بخشيد و به صورت پرچـمي مقدس براي زرتشتيان درآورد. که تا امروز نیز این چنین است و زرتشتیان آتش موجود درآتشكده را نماد موجوديت خود يا پرچم و درفش دين زرتشتی با چندين هزار سال هويت ديني و فرهنگي خود ميدانند كه به وسيله موبد آتشبند(آترونAtravan ) همواره روشن نگاه داشته می شود. نام اصلی آتشكدهها، آدریان(Adoryan) است که آتش ورهرام یا بهرام و دربمهر نیزگفته میشود و همواره در طول تاریخ شامل مجتمع ديني و آموزشي و فرهنگي نيز بوده است.
پرستش سو(قبله): جهتي است كه پيروان هر مذهبي در سرتاسر جهان درهنگام نماز، هـمواره رو به آن سو به پرستش خدا ميایستند. آتش هرگز پرستشسو (قبله) زرتشتیان نبوده است. و بهدینان تنها در داخل آتشكده، رو به آتش مقدس که حالت پرچم دارد، میایستند و به ستایش خدا میپردازند. حتي همسايگان آتشكده نيز رو بهسوي آتشكده نماز نمیگزارند، وهيچ بهديني از ديگر زرتشتيان نميپرسدكه آدريان شهر در كدام جهت است تا قبله سوي خود قرار دهد. بلكه هميشه در هنگام نماز رو به سوي نورايستاده واهورامزدا را پرستش میکنند.
در بین هرملتی نمادهایی وجود دارد که به خاطر بار مینوی که دربردارد، ستوده میشود. کعبه، که در مکه معظمه قرار دارد، برای مسلمانان، مهر تهیه شده ازخاک کربلا برای شیعیان جهان، صلیب برای عیسویان، ستاره داوود برای یهودیان وآتش موجود در آتشکده؛ هرکدام بار مینوی و مفاهیمی بس ژرف دارند که برای پیروان آن کیش وآيین ستودنی است و اگر به درستی درک نشود ممکنست موجب داوری اشتباه شود. فردوسی بزرگ این مهم رادرک کرده و در شاهنامه میفرماید: بدانگاه بد آتش خوب رنگ - چو مر تازیان را مهراب سنگ
مپندار که آتش پرستان بدند - پرستنده پاک یزدان بدند
همه جهانیان آتش را دوست داشته و درآغاز پرستش خداي خود، مایل هستندكه شمعي را روشن كرده و به ستايش خدا بپردازند. آتش المپيك هميشه روشن نگاه داشته ميشود و همهساله با شكوهي بسيار در محل برگزاري المپيك برافراشته ميشود. مراسم آتشافروزي و چراغاني و آتش بازي به هر بهانه شادي برانگيز، در سرتاسر گیتی مرسوم و شادیافزا است.
آتش موجود درآتشكدههای یزد و تهران و اصفهان از آتش آتشکده کاریان شیراز آورده شده و هرساله با آتش 16طبقه اجتماع بزرگ (به زبان دري «مَس») ممزوج شده است.
همیشه آتشکدهها ساده و بدون زرق و برق ساخته ميشده است. سرستونها و زوارههاي سنگي آتشكده يزد با نقوشي برجسته و زيبا كار هنرمندان سنگ تراش اصفهاني بوده و از معماري آتشكدههاي پارسيان هند الهام گرفته است.
بايد کوشش کرد تا با شناخت درست باورها در مورد ديني داوری کرد.كاش از این همه افترا زدن به یکدیگر دست برداریم و به همبستگی بيندیشیم، به ویژه امروزه که ابرقدرت ها به دنبال ازبین بردن فرهنگ و تمدن ایرانیان هستند.
|